چهار می شود گاه میل می کند به صفر گاه نیز می زند به کله اش... هوس کند می رود به آسمان، هزار می شود. یک و یک برای من... -- من که سال هاست در ردیف آخر کلاس زندگی نشسته ام -- جز دو خط ساده نیست؛ جز دو خط که پا به پای هم در سفید صفحه راه می روند، وز این جهان خط کشی و کاغذی عبور می کنند... جز دو خط ساده که در انتهای دور در تقاطع زمین و آسمان؛ روی خط نازکی به نام زندگی عاقبت به پای هم ... پیر می شوند! « توی گوشتان فرو کنید! یک و یک مساوی دو است. » آه... من که حرف این حساب را سرم نمی شود
نظرات شما عزیزان:
|
About![]()
مگر خبر نداری؟ درونـــــم را پر از کاه کردند تا مترسکی باشم برای مزارع گندم همان مزارعی که هر روز از کنارش میگذری وظیفه من ترساندن کلاغ هاست ولی.... تو به یک مترسک دل بستی مترسکی که دلی ندارد درونش خالیست
Home
|